لولک : دنیا نمی خواد من و تو ما بشیم
چون غریبه و حسوده
ولی من و تو ما میشیم
آخه دیگه دستامون عادت کردن به....دینگ دینگ دینگ!
بولک : سلام من آزاده هستم. متولد 4 اسفند هزار و سیصد و اندی.
تهران. ستار خان.....داروسازی هم دوست دارم![]()
لولک: علیک سلام! من هم مهسیما هستم. متولد 22 شهریور هزار
و سیصد و اند و یکی!!!!
. تهران.شهرک غرب . منم دندون دوست دارم...
(فکر کنم از نقاشیام مشخصه!!!
)
این سمت چپیه که میبینید منم. یعنی لولک!!! این راستیه هم بولکه...
رفیق من و سنگ صبور غم هام!![]()
بولک : آرزوهامونو قبلا قسمت کردیم...
لولک: حالا اومدیم خاطره هامونو قسمت کنیم...
بولک: خاطره های دوران دبیرستان و پیش دانشگاهی...
لولک : این جعبه ی صورتی هم شد گنجه ی خاطره های صورتی مون...................
بولک: با هم بودن آغاز است! با هم ماندن پیشرفت است!
و با هم رفتن موفقیت است.... ( ناپلئون بناپارت)
لولک و بولک : یا علی....![]()
دوست داشتن کاریست اموختنی و همه کس رنج اموختن را نمی برد.....
ولی دو تا دوست واقعی همیشه سختی ها رو تحمل می کنن تا جایی که
معنی دوست داشتن رو می فهمن و اون وقته که دیگه تنها نیستن.....
و همیشه دلشون قرصه که یه نفر به یادشونه.....دلتنگشونه......
تو شادی ها و تو غم ها.....
و اینه دوستیه لولک و بولک...![]()
